{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو
بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی تو

میزبان دل من شو!خودم آورده ام اش
با دوصد شور به سرمنزل مهمانی تو

چشم و لب های تو هربار که همدست شدند
طفلکی قلب من و زلزله ی آنی تو!

"دوستت دارم" و این را تو نکردی باور
می کشم رنج ازاین "آنچه نمی دانی" تو
دیدگاه ها (۱۱)

( ̄へ ̄)

:'(

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیاییچـه غـریــبانه غ...

چگونه استـــ حال من…با غمـــ ها می سازمــــ…باکنایه ها می سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط