باز من آمده ام مست غزلخوانی تو
باز من آمده ام مست غزلخوانی تو
بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی تو
میزبان دل من شو!خودم آورده ام اش
با دوصد شور به سرمنزل مهمانی تو
چشم و لب های تو هربار که همدست شدند
طفلکی قلب من و زلزله ی آنی تو!
"دوستت دارم" و این را تو نکردی باور
می کشم رنج ازاین "آنچه نمی دانی" تو
بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی تو
میزبان دل من شو!خودم آورده ام اش
با دوصد شور به سرمنزل مهمانی تو
چشم و لب های تو هربار که همدست شدند
طفلکی قلب من و زلزله ی آنی تو!
"دوستت دارم" و این را تو نکردی باور
می کشم رنج ازاین "آنچه نمی دانی" تو
- ۱.۴k
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط