{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو
بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی تو

میزبان دل من شو!خودم آورده ام اش
با دوصد شور به سرمنزل مهمانی تو

چشم و لب های تو هربار که همدست شدند
طفلکی قلب من و زلزله ی آنی تو!

"دوستت دارم" و این را تو نکردی باور
می کشم رنج ازاین "آنچه نمی دانی" تو

مشکن قلب مرا "آه" ندارد شوخی!
ترسم این است شود باعث ویرانی تو

بر سر عشق من آری تو قسم می خوردی
وای بر من اگر این بود مسلمانی تو!!
دیدگاه ها (۲)

لب های تورا می چشم و می روم از حالای یاد تو در لوح دل من همه...

مست از لب تو ، شب ره میخانه گرفتمصد ها غزل از این د...

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کردگرچه چشمان مرا دوری تو دریا کر...

ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺍﻡﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺎﺯ ﻧﮑﻦ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﺩﯾﺪﺍ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط