{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو
بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی تو

میزبان دل من شو!خودم آورده ام اش
با دوصد شور به سرمنزل مهمانی تو

چشم و لب های تو هربار که همدست شدند
طفلکی قلب من و زلزله ی آنی تو!

"دوستت دارم" و این را تو نکردی باور
می کشم رنج ازاین "آنچه نمی دانی" تو

مشکن قلب مرا "آه" ندارد شوخی!
ترسم این است شود باعث ویرانی تو

بر سر عشق من آری تو قسم می خوردی
وای بر من اگر این بود مسلمانی تو!!
دیدگاه ها (۲)

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا داردگفت فریاد نگاهم همه را وا دار...

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا داردگفت فریاد نگاهم همه را وا دار...

وعده کردم که به تو سر نزنمبرسم تا دم در ،در نزنم ...

مرد احساسی من...p4(اخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط