#تک_پارتی

#تک_پارتی
تهیونگ
ادامه
+خب .... خب ...
×ببین ... نمیتونی بگی پس از پیشم برو .
+اوفففف
میره توی اتاق و درو محکم میبنده .
پرش زمانی ۱۰ دقیقه بعد
ا/ت میاد توی اتاق نفس عمیق میکشه و میبره بیرون خالی میکنه .
+چته ؟
×میخوام اکسیژنت تموم بشه بمیری .
هر دو باهم 🤣🤣😅😅
+تو چقدر بامزه ای دختر
×به کی رفتم ؟
+من ...
×ه🤣🤣🤣🤣
+آشتی کردیم ؟
×آشتی کردیم ......
آخی عزیزای دلم 🥰🥰
اگه خوشت اومد لایک کن .
فالو نکردی فالو کن .
دیدگاه ها (۰)

رمان عشق و انتقام

first love

پشت مرز های مارالیا قسمت 3از زبان لوسین وارد خانه شدیم و بعد...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟏+واقعا از اینکه باعموم ازدواج کردم حالم بدشداخه چرا-به...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۴(last part)خب...

فیک کوک فصل ²پارت ⁵ویو ا.ت بعد از چندمین از پای کوک بلند شدم...

You are mine...³[ویو نیلا]چشم هام رو با تابش نور خورشید باز ...

مهمونی خطرناکپارت=29ویو جونگ کوکگوشیم رو توی دستم چرخوندم و ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 77حوله رو از روی موه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط