تو کتاب "نباید می‌ماندیم" معین دهاز میگه :

تو کتاب "نباید می‌ماندیم" معین دهاز میگه :
در زندگی ام سختی‌هایی را تحمل کردم
که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم؛
حتى بعدها باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم، انسان خودش را نمی‌شناسد، خصوصا قدرت‌هایش را🌱
#سختی #تحمل
دیدگاه ها (۰)

꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ꫂৎدوران تاریکی زندگی جی و کیفرꫂ...

پارت ۵

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

مهمونی خطرناک پارت=18ویو ات:جونگ کوک خیلی ریلکس لبامو میبوسی...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

007-پنهان در مه - پارت ۸۲

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

حقیقت پنهانپارت ۸ ویو ادمین :بورام متوجه نگاه ها و حرف های ج...

بسیار مهم.اولین لبیک به مردی که قیام نکرد.نماز مغرب و عشا را...

تو کتاب «نباید می‌ماندیم» معین دهاز یه جا خیلی درست میگه:در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط