{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای مادرم دوست داشتم پاشو ببی

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای مادرم دوست داشتم پاشو ببین چه برفی اومده
برف ده سالگی ام را بخاطر آدم برفیهایش
برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار وتعطیلی هاش
برف هجده سالگی درست یادم نیست در میان افکارم
یخ زده بود
برف بیست سالگی قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهایم
برف بیست و چهار سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد بود🌷
دیدگاه ها (۶)

گاهی برای محبت کردنلازم نیست چیزی بدهیکافی است گوش بدهی🌷

آسان ترین راه جلب محبت آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و...

دلم تنگ شدهبرای یک حادثه حادثه ای شبیه کوبیدن باران به پنجره...

می گویند کشاورزی آفریقایی در مزرعه اش زندگی خوب و خوشی را با...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۹: تولدِ یک هیولاتویِ اون اتاقِ تا...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

خنده ی ممنوعه.

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای مادرم دوست داشتم ....پاشو ببی...

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای مادرم دوست داشتم ....پاشو ببی...

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای پدر دوست داشتم ....پاشو ببین ...

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای پدر و مادرم دوست داشتم ....وق...

برف هفت سالگے را بخاطر صداے پدر دوست داشتم:پاشو ببین چہ ...

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای پدر دوست داشتم...پاشو ببین چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط