part two~~

part two~~
چند پارتی
^^وقتی تبدیل شدید به کیوت ترین کاپل^^

ویو ته
ات گوشیشو برداشت و سرش تو گوشی بود احتمالا داشت چت میکرد
بالاخره بعد 10 مین صدای خنده هاش توجه امو جلب کرد
یعنی با کی داشت چت میکرد؟
زیر چشمی نگاهی انداختم ولی نتونستم چیز زیادی ببینم
پس ترمز زدم
و گوشیو از دستش قاپیدم
که اول از تعجب چشاش درشت تر از قبل شده بود و با فیس کیوت داش بهم نگا میکرد
بعد از چن لحظه انگار که تازه فهمیده بود چی شده به سمتم هجوم اورد

_گوشیمو بده
ندم چی میشه؟
_ته بده دیگه گوشی شخصیه
من آوردمت بیرون که بشینی چت کنی؟
اصلا با کی داشتی حرف میزدی؟
_با یوناست بده دیگه
یونا ؟ یونا مطمئنا تا الان خوابه
_ ته واقعا یوناست
متاسفم ولی من تا با چشای خودم نبینم نمیشه

گوشیو ازش دور کردم و صفحه گوشیو روشن کردم وارد چت یونا و ات شدم
که دیدم درباره ی بورام صحبت کرده بودن
.‌‌‌...
داشتم همینجوری میگشتم که ات موهامو کشید
_احمق گوشیمو بدهههه
ات نکن موهام کنده شد
_گوشیمو بده ول میکنم
با کشیدن موهام کنترلم رو از دست دادم و یهو افتادم روش
به چشاش و لباش چشم دوخته بودم واقعا قشنگه بود
به قیافه کیوتش نگا کردم
اما کم کم متوجه اخم بین ابروهاش شدم
فهمیدم اگه زودتر بلند نشم پاره ام پس
خودمو جمع و جور کردم بحث رو عوض کردم
بیا صگ موهام کنده شد
_حقته

پایان ویو ته
دیدگاه ها (۱۴)

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۹۰ | وقتی آت رفت....

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

•~•~•پیوند اجباری : قسمت دوم•~•~• + جعون ا/ت... که تهیونگ د...

مربی موتور سوار

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

چند پارتی (درخواستی)

برده عمارت جئون

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط