{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز همراه دوستم افتخاری رفتم ورزش 🦦

امروز همراه دوستم افتخاری رفتم ورزش 🦦
حالا بگید چی شد
من داشتم تو سالن ورزش واسه خودم چرخ چرخ میکردم دوستمم ورزش
منم همینجوری اطراف نگاه میکردم بدون اینکه ورزش کنم بعد رفتم جلوی ایینه گفتم به به چه بدنی دارم هیچی نیست اب کنم 🦦 خلاصه همینجوری تو حال خودم بودم مربی دوستم یه دفعه از پشت اومد کمرمو گرفت منو یه قدم به سکته نزدیک کرد برگشتم نگاش میکنم میگم جانم ؟ میگه هیچی فقط داشتم نگاهت میکردم دیدم کمرت حالت خوبی داره میخواستم ببینم ساختیش یا طبیعی همینجوریه منم گفتم نه جانم خدادادی حالتش خوبه چیه خوشت اومده 😔🦦
بعد پرو پرو برگشته میگه بدم نمیاد یه نگاهی بندازم ببینم ساعت شنیه یا نه 🤌🏻🦦
منم همینجوری زل زدم بهش اخرش یه دفعه برگشتم گفتم بیا بریم سالن رختکن. منم بدم نمیاد کمر تو رو یه نگاهی بندازم 🌚
فکر کنم بنده خدا ترسید کاریش کنم به خدا من منظور بدی نداشتم فقط خواستم شوخی کنم 🦦 ولی انگار بد بیان کردم به دوستم گفت این دفعه دیگه همراهت باشه تو سالن راهت نمیدم🦦🤌🏻
دیدگاه ها (۶۹)

می‌دونم شاید نتوانید کمکم کنید ولی بهتون نیاز دارم ماجرای هم...

ترکم نکن

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

گل خونی پارت 55+ خداحافظ جونگ یو ۰ خداحافظ تهیونگ و جونگکوک ...

پارت ۲۹

عاشقانه های شبنم

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

ادامه...*ویو نامجون*خوب گند زدی اقای کیمن:ات یه لحظه گوش بده...

نام رمان (عشق میان ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط