بی تو من یک عمر بارانی تر از باران شدم

بی تو من یک عمر بارانی تر از باران شدم
پشت یک لبخند غمگین دائما پنهان شدم

عاشقی رسوای خلقم کرد بعد از رفتنت
یوسفی بودم که بازارم شکست ارزان شدم

هیچ چیزی مثل چشمانت پریشانم نکرد
ارگ بم بودم که لرزاندی مرا ویران شدم
دیدگاه ها (۱)

شروع فصل دوم..

زیبای کوچک فریبکار

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

بی تو من یک عمر بارانی تر از باران شدمپشت یک لبخند غمگین دائ...

بی تو من یک عمر بارانی تر از باران شدمپشت یک لبخند غمگین دائ...

روز ابری عصر بارانی غروب واپسینمیگذشتی از من ای آرام جان ای ...

بهار را گذاشته ام پشت لبخند تو ... بهار را گذاشته ام پشتِ چی...

بنویسید بعد مرگم روی سنگ * با خطوطی نرم و زیبا و قشنگاینکه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط