* * * * *

* * * * *

تو اکنون ز عشقم گریزونی
غمم را ز چشمم نمی خونی
ازین غم چه حالم ، نمی دونی

تو اکنون ز عشقم گریزونی
غمم را ز چشمم نمی خونی
ازین غم چه حالم ، نمی دونی

پس از تو نمونم برای خدا
تو مرگ دلم را ببین و برو

چو طوفان سنگین ، ز شاخه ی غم
گل هستی ام را بچین و برو

پس از تو نمونم برای خدا
تو مرگ دلم را ببین و برو

چو طوفان سنگین ، ز شاخه ی غم
گل هستی ام را بچین و برو

که هستم من اون تک درختی
که در کام طوفان نشسته

همه شاخه های وجودش
ز خشم طبیعت شکسته
دیدگاه ها (۷)

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁶ویو جونکوک______جنگل تا...

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

عکس ملکه خوب ها.خواهش کپی ممنوع

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

Love and the moonPart27ویو فردا صبح یونا: سلام عشقم کوک:(خ...

ادامه پارت ۶ وقتی بحث شیرموزها بالا گرفت و همه با هم یکی شدن...

سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط