{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از همان بچگی از همان موقع که قبل از خواب می شمردمت. از هم

از همان بچگی از همان موقع که قبل از خواب می شمردمت. از همان موقع که بزرگ شدم و فکر کردم آینده ام در دستان توست. از همان موقع دقیقاً از همان موقع با تو ام ستاره. صدای من را می شنوی؟ من دقیقاً از همان موقع عاشقت شده ام. بیا کمی با هم رفاقت کنیم. تو کمی نور برایم بیاور و من...

راستی من چه چیزی دارم که به درد تو بخورد؟ خب من هم هر شب می شمارمت تا مبادا کم شوی. تا مبادا شب تیره یکی از شما ها را غارت کند. از همان بچگی عاشقت بوده ام. از همان بچگی هم نمی دانستم تو کدام ستاره ای. اسمت چیست. دب اکبر، دب اصغر، ستاره قطبی، زهره، کیوان، خوشه پروین یا ستاره ی...

اصلاً بی خیال... اصلاً این اسم ها برای چیست؟ نمی دانم. فقط می دانم یک ستاره هست که هر شب تا پشت پنجره اتاقم می آید. خیلی پر نور نیست اما اتاق مرا روشن می کند تا اندازه ای که دیگر از تاریکی نمی ترسم. بیا با هم رفاقت کنیم. لطفاً برایم کمی نور بیاور. روزهای من هم دیگر کمی تاریک شده...
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش اول_ حضورش برایم هیچ اهمیت...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟞تردید کن که ستارگان از آتش‌اند؛ تردید کن که خورشید د...

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

آقا جان…نمی‌دانم این روزها بیشتر دلم برای دیدارت تنگ است یا ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط