psy_fatima
۱۶
پسند
جوردیگر دیدن...
______________
دو قطره ڪودڪانگی و سه قطره
#عرفان
ریختم در یڪ استڪان
#چای
با طعم خدا و با آن چشم هایم را شستم.
ناگهان جهان،جور دیگر شد،رنگی و ڪودڪانه و شاد.
از آن پس هر روز چشم هایم را با همین اڪسیر می شویم،”جور دیگر دیدن”شغل من است.
دانلود
۴۷۹
۳۰ شهریور ۱۳۹۹
دیدگاه ها (
۱
)
✨ تشکر قبل از خواب؛ قرار عاشقانه با خدا ✨🌙💚 بسم الله الرحمن ...
Twenty two
قسمت ۶
رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شبها، شروعِ یک اتفاق...
داستان کودکانه «راز پروانهی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...
𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۲جونگسو؟ چیکار می...
خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)
𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...
قصه سی و هفتم: امام مهدی (عج) و غیبت صغری (بخش پایانی)
#منشا_قدرت_خداستوقتی شرایط دشوارتر از آن است که بتوانم تغییر...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین