#پرنسس_من🤍🥂

#پرنسس_من🤍🥂
#part_77

€ معتـ،،،ـادش کردن!

- چ...چی!؟

€ خوشبختانه زود منتقلش کردین بیمارستان اگه داروهایی که نوشتمو بخوره خوب میشه ولی اگه نخوره به سمت مـ،،،ـواد کشیده میشه!

دیگه واقعا داشتم دیوونه میشدم... تحمل این یکی دیگه خیلی سخت بود... با اینکه یون سوک واسم مهم نبود ولی نمیدونم چرا اینجوری شده بودم..

- الان باید چیکار‌ کنم؟

€ حواست بهش باشه که داروهاشو بخوره... انگار وقتی داشتن سرنگ رو میزدن به گردنش یون سوک تکون خورده و سوزن‌ کشیده شده به گردنش... رد چاقو هم هست نمیدونیم دقیقا چه اتفاقی افتاده فقط حواست بهش باشه!

- خود یون سوک هم حرفی نمیزنه... نمیدونم اونجا چه اتفاقی افتاده!

€ جونگگوک خوبی؟... چرا رنگت پریده؟

- هیچی خوبم... مرسی!

€ آخه هنوز باید یچیز دیگه هم بهت بگم...

- چی؟

€ بهتر شدی بهت میگم... فعلا استراحت کن!


[ ویو نامجون ]


میدونستم که قراره حالِ یون سوک بد بشه... چون اون چیزی که بهش وارد کردن فقط مـ،،،ـواد نبود!
دیدگاه ها (۲۳)

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

True Love⑧ا/تامروز همون پس فردایی بود که لحظه شماری میکردم و...

Love in the Realm of Shadows. Part1*از تایم بیمارستان گذشته ...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

وقتی...(پارت سوم)

forced loveP19سونگمین با عجله میدوعه تا ببینه چخبر شده فلش ب...

ابلیس

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط