استاد وحشی من

استاد وحشی من
پارت : ۳
ا.ت ویو :
آروم آروم مک زدم چند. مین که گذشت دیدیم ناله های مردونش کل اتاق رو ورداشت شروع کردم وحشیانه مک زدن که موهامو گرفت و فشار داد تو دیکش
تهیونگ: آنقدر خوب ساک میزد که داشتم دیوونه میشدم عاححح لعنتی اوفففف آبمو تا آخر خورد. اهههه بسه دیگه دختر دارم میمیرم
ا.ت: همینو می‌خوام (با پوزخند)
ته: اه جدی (با پوزخند)
ا.ت: بلهه
ته: باشه پس ۱۲ راند شد ۲۰
ا.ت: نههههه
ته: ارععععع
ا.ت: جیغغغغ
دیدم ته ته روم خیمه زد آروم
ته: ساکت باش توله من
به طرز وحشیانه ای کردم توش
ا.ت: تهیونگ من اولین بارمه لعنتیییی (با جیغ گریه)
ته: عاحححح
(بعد ۲۵ راند)
ا.ت: ته تو گفته بودی ۲۰ نه ۲۵(با جیغ گریه)
ته: هیشششش آخه بدنت دیوونم کرد توله
ا.ت: گریه
ته: توله من داری با هر اشکت خنجر میکنی تو قلبم
ا.ت: گریه بیشتر
ته: الان بهت بگم حق داری ی هفته نیای مدرسه و بریم مسافرت و کی نوتلا خوراکی های خوشمزه شهر بازی کلی خرید بریم میبخشی منو
ا.ت: با حالت مظلوم نگاه می‌کنه
ته: بغلش می‌کنه.... تولهههه ی منننن
بریم حموم
ا.ت: با حالت بعض...ار...ه
ته : فدات شم گریه نکنااا
ا.ت: چ..شم
ته: افلیننننن
رفتم ابو پر کردم کلی توش گل رز ریختم شمع توش روشن کردم دوتا هم گیلاس شراب آوردم
ا.ت برآید استایل بغل کردم بردم
تو وان به پشت
ا.ت: دیدم ته عرق کرده ... چیشدع ددی
ته : می..شه دیکو از پشت واردت کنم به خداااااااااا تلمبه نمی‌زنم توت فقط توت میمونم
ا.ت: نههه درد دارم
ته: با..شه
ا.ت: اوف باشهههه
ته: ملسییی
آروم واردش کردم و توتش موندم
ا.ت: عاح...ححححح
(۳۰ مین بعد)
ته: دیدم ا.ت به طرز کیوتی خوابش برده
ازش کشیدم بیرون آروم و بغلش کردم گزاشتم تو تخت موهاشو آروم خشک کردم شورت سوتین تنش کردم ی تیشرت گشاد خودمو تنش کردم یهو بیدار شد
ا.ت: اومدیم بیرون
ته : اره عشقم بیا بغلم
..... که خوابمون برد
دیدگاه ها (۲۶)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو مایکی پارت اخر

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

سناریو جدید

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

ددی خون آشام من

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٢از بابام خداحافظی کردم سوار هواپیما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط