#دختر_باغبان 🌱

#دختر_باغبان 🌱

#پارت_25

ــ می‌دونی که الان تنبیه داری

+آره.

ــ خب چیکارت کنم؟

+ببخشید

ــ ببخشید نشد که

$گناه داره ولش کن.

ــ توخفه

$مدرسش دیر شده ها

ــ خفه نمیشی نه

$باشه بابا بیا منو بخور من میرم شرکت توهم زود بیا.

ــ برو

+من میتونم برم آماده بشم برم مدرسه؟

ــ باشه برو

+وای خدا نزدیک بود سکته کنم.
لباس فرم مدرسه مو پوشیدم(عکس میدم) و از اتاق خارج شدم.
به ساعت نگاه کردم فقط ربع ساعت وقت داشتم زود از عمارت زدم بیرون با سرعت داشتم میرفتم بیرون که یه ماشین جلو مو گرفت.

ــ سوار شو

+نمی‌خوام

ــ میگم سوار شو فقط ربع ساعت وقت داری.

+باشه خواستم عقب بشینم که گفت:

ــ بیا جلو بشین

+باشه
سوار شدم نگاهم کرد و حرکت نکرد.

+چته؟

ــ چرا دامنت کوتاهه؟

ادامه دارد................🌱
دیدگاه ها (۰)

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۱"خواندن این فیک بدون ʟ...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

به ۳۰تا برسونید تا امشب۶تا پارت بزارم

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط