سناریو

سناریو
وقتی با نامجون دست به یکی کردی و همه چیز رو خراب کردید ( به عنوان عضو هشتم

نامجون: خو دست خودم نبود کودک درونم فعلا شد


جین: فردا با هم میریم یه دسته قابلمه ی
جدید میخری واسه
نامجون : من فردا باید برم کتابخونه نمیتونم
جین : مثل آدم میایی یا با کتک ببرمت جوری که خوابشون کردی میخری


جیهوپ: عه کی آهنگ رو قطع کرد داشتم دنس تمرین میکردم تو باشگاه
نامجون: خدایی اینو من نکردم زحمت این رو ات کشید
ات: نامجون توعم عوضش توت فرنگی های تهیونگ رو خوردی


شوگا: مشخص کنید ببینم باید در آخر کیرو جر بدم 😂
نامجون: ات
ات: نامجون

تهیونگ: من تو .... تو ... توت.. فرنگی های ... من ! ( بچم تو شوکه )

کوک : این وسط شیر موز های من چیشد کی خورده ‌‌؟
ات:نامجون خیلی نامردی بگی تنهایی خوردم
نامجون : ا ا ..... من فقط همکاری و همدلی کردم
کوک: با بوم نقاشی و رنگ هات خداحافظی کن عزیزم و نامجون آاا هیونگ با شما کاری ندارم نوش جونت
ات: بخدا تنهایی نخوردم
دیدگاه ها (۱)

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

#میکاپ_آرتیست_من

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

خب داستان از این قراره که تهیونگ و جونگ کوک باهم دعوا شون شد...

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط