{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل 2 پارت 21: (طنز)

فصل 2 پارت 21: (طنز)
تهیونگ با بوگوم رفته بوده بیرون*
توی چت*
تهیونگ: سلام عسلم، من اومدم.
جونگکوک: آها.
تهیونگ: دلم برات تنگ شده بود. چیکار میکنی؟؟
جونگکوک: پیام نده، توی مراسم ختمم.
تهیونگ: وای، چی شده؟؟ کی مرده؟؟
جونگکوک: احساساتی که بهت داشتم.
تهیونگ:
جونگکوک: بزن به چاک از جلو‌ چشمام.
تهیونگ تا ابد:
دیدگاه ها (۰)

گوا خونی پارت 39جونگکوک رفت میوه هارو شست و اورد و نشت کنار ...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

ازدواج اجباری

I'm not jealous part 64یهو نفس کم آوردم و ازش جدا شدم در حال...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

پارت ۶: فاجعه‌ی بالاتنه لخت!آروم دسته‌ی چمدونم رو کشیدم و یو...

برده عمارت جئون

پسر بد (61)

My dady پارت④بعد از ناهار رفتیم دفتر مدیر برای عملی کردن نقش...

دیشب تهیونگ اومد ویورس و یه عالمه با آرمی ها حرف زد (هزارتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط