{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوا خونی

گوا خونی
پارت 39

جونگکوک رفت میوه هارو شست و اورد و نشت کنار تهیونگ تهیونگ هم دست شو گرفت و داشت بازی میکرد بعد چند دقیقه یه پیام برای جونگکوک امد

- عزیزم میشه یک دقیقه دستمو ول کنی 

+ برای چی

- میخوام یک دقیقه گوشیمو چک کنم

+ باشع

جونگکوک رفت توی پیام ها دید یه ناشناس بهش پیام داده

پیام ناشناس

از تهیونگ دوری کنه اگر دوری نکنی یه بلایی سرش میارم که تا اخر امرت پشیمونی کنی .

جونگکوک تا اینو خوند حذفش کرد که تهیونگ نخونه

باز یک پیام دیگه آمد

پیام
جونگکوک من ازت خوشم امده وقتی توی کافه دیدمت  خیلی ازت خوشم آمد میشه که قبول کنیم با هم بریم توی رابطه

جیمی

+ کی بود

- هیچی دوستم

+ اهاا

+ خب حالا گوشیتو بده  ببینم کدوم دوستا بوده

- ولش کن

- بعدا درموردش حرف میزنیم

ویو جونگکوک
اگر بفهمه کسی این حرف رو بهم زده  منو قطعا تنبیه میکنه و اون ادمو زنده نمیزارع

+ باشع فردا گوشیت گرفته میشه و تنبیه هم میشی ( عصبی)

- چرا  ( مظلوم)

+ چون  که این پیام برات امده ( عصبی)

ویو جونگکوک
یا خدا الان چه غلطی کنم

+ من یک دقیقه برم بیرون کار دارم

تهیونگ رفت جونگکوک هم پشت سر رفته که ببینه میخواد چیکار کنه

- ددی ولش کن  فقط پیامه دیگه

+ این بار پیام اگر تورو ببینه بیرون قطعا میاد پیشت

- چقدر هم میرم بیرون هرجا میرم با تو هم

+ خب

تهیونگ  گوشیش رو از جیبش دراورد زنگ زد به بادیگاردش 

+ الووو

= بله قربان کار داشتین

+ جیمی رو ..........
دیدگاه ها (۲)

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

حمایت شه 🥺https://wisgoon.com/989032_army

پارت ۸_ خفشو ( یه کشیده میزنش )× چرا منو میزنییی_ گمشو بیرون...

گل خونی پارت 36خطراسمات تهیونگ حرفی نزد  جونگکوک رو برد توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط