مینویسم نامه ای و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنه

مینویسم نامه ای و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی شاید او حتی بگوید لایق من نیستی!
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من یاد کن حالا که دیگر نیستم
دیدگاه ها (۶)

زن‌ها عجیبند...از گلدان، گل می‌سازنداز یک فنجان چای، آرامشاز...

🌱 گاهی آینده یک انسان، از یک مهربانی کوچک شروع می‌شود.تصور ک...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

noday

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:10-تهیونگ! تهیونگ بیدار شو!با صدای جونگ...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

intertwined fate of two enemies-part 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط