عباسم

عباسم
شنیدم شمر را بیچاره کردی
امان نامه گرفتی پاره کردی…
#ام‌البنین
#شب_وفات_حضرت_ام‌البنین
دیدگاه ها (۰)

نظر شخصی☝نمیدونم چرا وقتی این خبرو شنیدم یاد امان نامه ای که...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

🏴انا لله و انا الیه راجعونچطور شما سازشکاران غربزده در قلب آ...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت دهمیونا با عصبانیت به مرد خیره ش...

من ک کاری ندارم... ولی هزار بار شکستم و دم نزدم؛ هزار بار فر...

وقتی برادر ناتنیت بود...(پایانی)با سرعت زیادی رانندگی میکردد...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)سونگمین/ا.تبرای آخرین بار به جعبه...

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

روی آن نوشته شده بود:«اگر می‌خواهی برادرت زنده به خانه برگرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط