{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای تکیه گاه کوچه ی تنهایی ام درود

ای تکیه گاه کوچه ی تنهایی ام درود
ای آن که یک نگاه تو قلب مرا ربود

هر بار آمدم که از اینجا ببینمت
پشت خیال پنجره باران گرفته بود

احساس می کنم که در این لحظه های خیس
حتی تو را شبیه غزل می توان سرود

با قطره هات روی دلم بستری بساز
جاری بمان همیشه در اینجا شبیه رود

قلبم به عشق تو ، نه ، تظاهر نمی کند
پیوند خورده است ، همان لحظه ی ورود –

سر می کشد به تک تک سلول های من
از کوچه ی نگاه تو، آرامش وجود

خوابیده است ساعت دلواپسی هنوز
بین هجای بودن و رفتن در این حدود

تق، تق ... دوباره ثانیه ها پشت پنجره
بیدار می شوند ، تو رفتی ، ولی چه زود
دیدگاه ها (۲)

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۵اتاق در سکوت فرو رفته بود.جونگو...

شــبانه های بی تو را، همیشه آه میکشمبه من نگو غزل غزل، چـرا ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

عاشقانه های شبنم

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️در انتهای تالار، ریگیلوس بلک که تا آن لحظه...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط