ای تکیه گاه کوچه ی تنهایی ام درود
ای تکیه گاه کوچه ی تنهایی ام درود
ای آن که یک نگاه تو قلب مرا ربود
هر بار آمدم که از اینجا ببینمت
پشت خیال پنجره باران گرفته بود
احساس می کنم که در این لحظه های خیس
حتی تو را شبیه غزل می توان سرود
با قطره هات روی دلم بستری بساز
جاری بمان همیشه در اینجا شبیه رود
قلبم به عشق تو ، نه ، تظاهر نمی کند
پیوند خورده است ، همان لحظه ی ورود –
سر می کشد به تک تک سلول های من
از کوچه ی نگاه تو، آرامش وجود
خوابیده است ساعت دلواپسی هنوز
بین هجای بودن و رفتن در این حدود
تق، تق ... دوباره ثانیه ها پشت پنجره
بیدار می شوند ، تو رفتی ، ولی چه زود
ای آن که یک نگاه تو قلب مرا ربود
هر بار آمدم که از اینجا ببینمت
پشت خیال پنجره باران گرفته بود
احساس می کنم که در این لحظه های خیس
حتی تو را شبیه غزل می توان سرود
با قطره هات روی دلم بستری بساز
جاری بمان همیشه در اینجا شبیه رود
قلبم به عشق تو ، نه ، تظاهر نمی کند
پیوند خورده است ، همان لحظه ی ورود –
سر می کشد به تک تک سلول های من
از کوچه ی نگاه تو، آرامش وجود
خوابیده است ساعت دلواپسی هنوز
بین هجای بودن و رفتن در این حدود
تق، تق ... دوباره ثانیه ها پشت پنجره
بیدار می شوند ، تو رفتی ، ولی چه زود
- ۵.۵k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط