سناریو

سناریو بی تی اس


وقتی مامیشونی و توی کنسرت یه لباس باز به اعضا میدن بپوشن خودشون دوست ندارن و تو میری کل کمپانی رو میخری و میای تا بهشون بگی لباستو عوض کن پی دی نیم میاد میگه با رییس جدیدت اشنا شدی وقتی ازت دلیل کارتو میپرسن میگی تو که انتظار نداری بزارم بدن بیبیمو ببینن


نامجون : چیزی نمیگه ولی یه لبخند خجالتی میزنه چون اعضا پیشتون بودن

جین : اخیش بالاخره از دست این پی دی نیم راحت شدیم

شوگا : دستتو میگیره میبره یه جای خلوت و بهت میگه حیف نیست به فاکم ندی؟؟

جیهوپ : چطوری راضی شدی کمپانی رو بفروشی ( رو به پی دی نیم )

جیمین : دم گوشت میگه شب جبران میکنم

تهیونگ : یعنی الان کمپانی به نام تو هست
ات: نه به نام تو هست
ته : من؟؟

جونگ کوک : چون با هم قهر بودین میگه ولی من دوست داشتم این لباسو بپوشم
ات : دم گوش کوک میگه اگر نمیخوای خودم لباستو عوض کنم میری عوضش میکنی شبم به خاطر این حرفت به فاک میری ( بم و دارک )
دیدگاه ها (۹)

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

وقتی تولدت بودو..

چند پارتی درخواستی

#میکاپ_آرتیست_من

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط