{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجنون از راهی میگذشت.

مجنون از راهی میگذشت.
جمعی نماز گذاشته بودند. مجنون از لا به لای نماز گذاران رد شد. جماعت تندو تند نماز را تمام کردند. همگی ریختند بر سر مجنون. گفتند بی تربیت کافر شده ای. مجنون گفت. مگر چه گفتم. گفتند مگر کوری که از لای صف نماز گذاران میگذری. مجنون گفت. من چنان در فکر لیلا غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک نماز گذار ندیدم. شما چطور عاشق خدایید و در حال صحبت با خدا همگی مرا دیدید.

قدری مجنون خداباشیم
دیدگاه ها (۶)

کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کردکاش می شد با...

تو را برای شبی عاشقانه کم دارمتو را برای دعای شبانه کم دارمت...

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡﺑﮕﻮ ... ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮﭼــﻪ ﻓـــﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩﺍﺯ ﻣـــﻦ ، ...

نخواب ای اسمون امشبکه من بیداره بیدارم..یه امشب دل به من بسپ...

مجنون از راهی میگذشت. جمعی نماز گذاشته بودند. مجنون از لا به...

#متنی_واقعا_زیبا...مجنون از راهی میگذشت. جمعی نماز گذاشته بو...

مجنون از راهی میگذشت. جمعی نماز گذاشته بودند. مجنون از لا به...

مجنون از راهی میگذشت. جمعی نماز گذاشته بودند. مجنون از لا به...

مجنون از راهی میگذشت. جمعی نماز گذاشته بودند. مجنون از لا به...

مجنون از راهی میگذشتجمعی نماز گذاشته بودندمجنون از لا به لای...

مجنون از راهی میگذشت. جمعی نماز گذاشته بودند. مجنون از ...

مجنون از راهی میگذشتجمعی نماز گذاشته بودندمجنون از لا به لای...

#داستان_ڪوتاه ‍ ‍مجنون از راهے میگذشتجمعے درحال خواندن نماز ...

@TikeHayi_Khass مجنون از راهے میگذشت.جمعے درحال خواندن نماز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط