متنیواقعازیبا
#متنی_واقعا_زیبا...
مجنون از راهی میگذشت. جمعی نماز گذاشته بودند. مجنون از لا به لای نماز گذاران رد شد. جماعت تندو تند نماز را تمام کردند.
همگی ریختند بر سر مجنون.
گفتند: بی تربیت کافر شده ای.
مجنون گفت:مگر چه گفتم.
گفتند :مگر کوری که از لای صف نماز گذاران میگذری.
مجنون گفت:من چنان در فکر لیلا غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک نماز گذار ندیدم. شما چطور عاشق خدایید و در حال صحبت با #خدا همگی مرا دیدید.
{قدری مجنون خداباشیم}
مجنون از راهی میگذشت. جمعی نماز گذاشته بودند. مجنون از لا به لای نماز گذاران رد شد. جماعت تندو تند نماز را تمام کردند.
همگی ریختند بر سر مجنون.
گفتند: بی تربیت کافر شده ای.
مجنون گفت:مگر چه گفتم.
گفتند :مگر کوری که از لای صف نماز گذاران میگذری.
مجنون گفت:من چنان در فکر لیلا غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک نماز گذار ندیدم. شما چطور عاشق خدایید و در حال صحبت با #خدا همگی مرا دیدید.
{قدری مجنون خداباشیم}
- ۱.۳k
- ۲۴ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط