{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجنون از راهی میگذشت

مجنون از راهی میگذشت
جمعی نماز گذاشته بودند

مجنون از لا به لای نماز گذاران رد شد
جماعت تند و تند نماز را تمام کردند
همگی ریختند بر سر مجنون

گفتند کافر شده ای
مجنون گفت: مگر چه گفتم؟
گفتند مگر کوری که از لای
صف نماز گذاران میگذری!!!!!

مجنون گفت: من چنان در فکر
لیلا غرق بودم که وقتی میگذشتم
حتی یک نماز گذار ندیدم

شما چطور در فكر خدایید !!!
ک در حال صحبت با خدا همگی مرا دیدید!!

(🌺(قدری مجنون خدا باشيم❤️🌷))
دیدگاه ها (۱)

راست: گوگوش 1376چپ: گوگوش 1399همینجوری پیش بره سال 1405 باید...

خوشا چشمیکه خواند حرف دل را .....❤️

. وطن لازم نیست حتما سرزمین بزرگی باشد گاهی ...

دل سپردم به تو ای دلبر شیرین سخنم تا که آغوش پراحساس  تو باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط