پشت مرز های مارالیا
پشت مرز های مارالیا
قسمت 2
از زبان آجین
توی حال خودم بودم که یه دختر مو طلایی اومد نزدیکم منم دستم را روی تفنگم سفت تر کردم وقتی دختره اومد نزدیک گفت
دختره:(سلام من... لوسین هستم و خب حالت خوبه خانم ناشناس؟ کمک میخوای)
اجین:(تو... خیلی احمقی چرا اسمتو به یه غریبه میگی اخه اسکل)
لوسین:(خب چون عادت کردم به سریع اعتماد کردن، اسمت چیه؟ کمک میخوای؟)
بهش نگاه کردم معلومه مال مارالیا نیست چون خیلی خوشگله و چهرش بیشتر به روسی ها میخوره، خیلی هم مهربونه
اجین: (امیدوارم پشیمون نشم، ولی اگر خطایی بکنی خودتو مُرده حسابکن... من آجین هستم، و کمک هه چرا باید کمکم کنی؟)
لوسین: (چون چند دقیقه پیش کتک خوردی احمق)
تفنگم را گذاشتم رو سرش
اجین:( احمق با کی بودی حرومزاده، اون زنیکه عوضی که سیلی زد مادر ناتنیم بود اگر میتونستم تیکه تیکش میکردم هیف که نمیتونستم)
تفنگمو با دست پس زد
لوسین:خب اروم باش اصلا بیا خونه من نظرته پیراشکی هم پختم اصلا گوه خوردم ( لحن استرسی و خنده الکی و استرسی کردن)
اجین: امیدوارم پیراشکی هات مثل خودت زشت و بد نباشن)
لوسین: نگران نباش پیراشکی هام مثل خودت زشت و بد نیستن ( لحن طعنه امیز)
اجین: چی گفتی!( لحن عصبی)
لوسین: هیچی هیچی چه هوای خوبی ( لحن استرسی)
ادامه داستان 5 لایک
قسمت 2
از زبان آجین
توی حال خودم بودم که یه دختر مو طلایی اومد نزدیکم منم دستم را روی تفنگم سفت تر کردم وقتی دختره اومد نزدیک گفت
دختره:(سلام من... لوسین هستم و خب حالت خوبه خانم ناشناس؟ کمک میخوای)
اجین:(تو... خیلی احمقی چرا اسمتو به یه غریبه میگی اخه اسکل)
لوسین:(خب چون عادت کردم به سریع اعتماد کردن، اسمت چیه؟ کمک میخوای؟)
بهش نگاه کردم معلومه مال مارالیا نیست چون خیلی خوشگله و چهرش بیشتر به روسی ها میخوره، خیلی هم مهربونه
اجین: (امیدوارم پشیمون نشم، ولی اگر خطایی بکنی خودتو مُرده حسابکن... من آجین هستم، و کمک هه چرا باید کمکم کنی؟)
لوسین: (چون چند دقیقه پیش کتک خوردی احمق)
تفنگم را گذاشتم رو سرش
اجین:( احمق با کی بودی حرومزاده، اون زنیکه عوضی که سیلی زد مادر ناتنیم بود اگر میتونستم تیکه تیکش میکردم هیف که نمیتونستم)
تفنگمو با دست پس زد
لوسین:خب اروم باش اصلا بیا خونه من نظرته پیراشکی هم پختم اصلا گوه خوردم ( لحن استرسی و خنده الکی و استرسی کردن)
اجین: امیدوارم پیراشکی هات مثل خودت زشت و بد نباشن)
لوسین: نگران نباش پیراشکی هام مثل خودت زشت و بد نیستن ( لحن طعنه امیز)
اجین: چی گفتی!( لحن عصبی)
لوسین: هیچی هیچی چه هوای خوبی ( لحن استرسی)
ادامه داستان 5 لایک
- ۹۴
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط