با اینکهـ میشد باشِ جاۍ خالیتـ

با اینکهـ میشد باشِ جاۍ خالیتـ

حتـے وقتـے بودۍ

انداختـمـ پاییـنـ سرمـو بازمـ ، آخرمـ نموندۍ

ط‌‌ میدونستـیـ کهـ اینـ دلِ چجورۍ داغونتهـ

نگفـتهـ بودۍ نهـ کهـ بـے مرامـے تَهـ قانونتهـ

بـے معرفتـ ، بدونـ کهـ بدمـ مـیــاد منــ ازتــ

با اینکهـ میـتونستـ رکبـ نزد

دلـمـ بهـ عشقمـونـ لگد نزد#هَـهـ
دیدگاه ها (۵)

چند پارتی (درخواستی)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

چند پارتی.. وقتی زیر بارون بهت اعتراف میکنه.. Part 1(ویو ا.ت...

نالوتی گذاشتی پا رو چی دنباله چی بودی تو رابطه مون با موچینب...

نالوتی گذاشتی پا رو چی دنباله چی بودی تو رابطه مون با موچینب...

#مسیح.آرشAPنالوتی گذاشتی پا رو چی دنبال چی بودی تو رابطمون ب...

" درد "پارت۷جیمین:اره...اره میشه میتونم اجازشو داشتم...اونم ...

دلم برات تنگ شده بی معرفتخیلی هواتو کردم تو این سرد زمستونبر...

رمان گناهکار قسمت هشتم (658)

ارباب‌مغرورمن🤍#part_10••••••••••••••••••••-دیانارحیمی✨-تصمیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط