تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام
سرمه بر چشم سیه، شانه به گیسو زده ام
یوسف من تویی، من آن زن مصری که ز شوق
لحظه ی دیدنت انگشت به چاقو زده ام
به تو از موج نگاهت، به لب ساحل عشق
تا که غرقم نکنی، یکسره پارو زده ام
لب عسل، چشم عسل، پیکر زیبات عسل
طاقتم نیست اگر، دست به کندو زده ام
مومن یاد توام، کافر عشق دگران
که سر قبله ی تو، خم شده زانو زده ام
تا دلت را ببرم، رفته ام هر راه که بود
دست بر شعبده و جمبل و جادو زده ام
گاه از شادی و غم، گر که سرودم شعری
تویی منظور! فقط حرف دوپهلو زده ام.
دیدگاه ها (۲)

𝖕𝖆𝖗𝖙2قصر مروارید از نزدیک، حتی باشکوه‌تر از آن بود که مارال ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده امسرمه بر چشم سیه، شانه ب...

..تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام سرمه بر چشم سیه، شان...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده‌ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده‌ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده‌ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده امسرمه بر چشم سیه، شانه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط