{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده‌ام

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده‌ام
سرمه بر چشم سیه، شانه به گیسو زده‌ام

یوسف من تویی من آن زن مصری که ز شوق
لحظهٔ دیدنت انگشت به چاقو زده‌ام

با تو از موج نگاهت به لب ساحل عشق
تا که غرقم نکنی یکسره پارو زده‌ام

مومن یاد تو اَم، کافر عشق دگران
که سر قبلهٔ تو خَم شده زانو زده‌ام

تا دلت را ببرم رفته‌ام هر راه که بود
دست بر شعبده و جمبل و جادو زده‌ام

گاه از شادی و غم گر که سرودم شعری
تویی منظور، فقط حرف دوپهلو زده‌ام

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

قهر؟ باشد، یادگاری‌هایمان را پس دهیمبوسهٔ من را بیاور، بوسهٔ...

خواب دیدم که تویی در بغلم، وای نگومن و شب محو نگاهت عسلم، وا...

باید که تو باشی و تو باشی و تو باشیتا در دل تاریک شبم نور بپ...

آن‌که دارالعشوهٔ چشم تو را تاسیس کرددر کلاس خنده‌ات عاشق‌کُش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط