تا تو را داشته باشم، به خدا رو زدهام
تا تو را داشته باشم، به خدا رو زدهام
سرمه بر چشم سیه، شانه به گیسو زدهام
یوسف من تویی من آن زن مصری که ز شوق
لحظهٔ دیدنت انگشت به چاقو زدهام
با تو از موج نگاهت به لب ساحل عشق
تا که غرقم نکنی یکسره پارو زدهام
مومن یاد تو اَم، کافر عشق دگران
که سر قبلهٔ تو خَم شده زانو زدهام
تا دلت را ببرم رفتهام هر راه که بود
دست بر شعبده و جمبل و جادو زدهام
گاه از شادی و غم گر که سرودم شعری
تویی منظور، فقط حرف دوپهلو زدهام
#ارس_آرامی
سرمه بر چشم سیه، شانه به گیسو زدهام
یوسف من تویی من آن زن مصری که ز شوق
لحظهٔ دیدنت انگشت به چاقو زدهام
با تو از موج نگاهت به لب ساحل عشق
تا که غرقم نکنی یکسره پارو زدهام
مومن یاد تو اَم، کافر عشق دگران
که سر قبلهٔ تو خَم شده زانو زدهام
تا دلت را ببرم رفتهام هر راه که بود
دست بر شعبده و جمبل و جادو زدهام
گاه از شادی و غم گر که سرودم شعری
تویی منظور، فقط حرف دوپهلو زدهام
#ارس_آرامی
- ۴۱۹
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط