مروارید آبی

مروارید آبی
Part ¹¹³
ویو لانا
تو رستوران منتظر یوجین نشسته بودیم
که بوی غذای داخل رستوران حالم و بد کرده بود
تو سرویس بهداشتی رستوران دست و صورتم و شستم و اومدم بیرون
جونگکوک روبه روی سرویس بهداشتی خانم ها وایساده بود و سرش پایین بود وقتی متوجه صدای در شد نگاه شو داد به من و اومد جلو
_ خوبی لانا؟ (نگران)
+ اره بهترم
_ بعد شام میریم دکتر
+لازم نکرده
_ همین که گفتم (جدی سرد)
+باشه حالا چرا یهو سرد و بد نگاه میکنی (لبخند)
_ همینجوری بیا بریم
دست لانا رو گرفت و کشوند به سمت میز رزرو شده شون
#چیشد لانا خوبی؟
+اره مرسی
#ببینم این مهمونتون نمیخواد بیاد؟
+وایسا بهش زنگ بزنم ببینم کجاست
صدای بوق...
♤ الو
+سلام عزیزم
کجایی؟
♤ جلوی درم تازه رسیدم
+ باشه ما سمت چپ میز اخر هستیم
♤ حله
پایان تماس*
+ رسید جلوی دره
#بلخرههههه
ببینم کوک تو چرا اینقدر ارومی؟
_ هیچی محیط ازارم میده
#اهاا
ویو جونگکوک
داشتم تو دلم دعا میکردم که اون چیزی که حدس میزنم نباشه...

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۲)

[چند پارتی]

پارت ۹........خیانت

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وهشتم | خانه‌ی قدیمیلانا، جونگکوک و آرین ب...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

🖤 پارت ۴۴ | «ورود»کوک اولین نفری بود که وارد ساختمان شد.لانا...

🖤 پارت ۴۶ | «آخرین نقشه»پدر لانا لبخند زد.— «بالاخره همه خان...

چند پارتی

P9 . PRISAN MAFIA.

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۱ — یک قدم تا اعترافصدای شلیک بیرون انبار ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط