هرچی بیشتر به حرفایی که میخای بزنی فکر کنی ، بدتر قدرت نو

هرچی بیشتر به حرفایی که میخای بزنی فکر کنی ، بدتر قدرت نوشتنت و از دست میدی
اندازه یه دنیا اتفاقای مختلف داره تو سرم سنگینی میکنه ، انقد زیادن که حرف چهارتا آدمِ مزخرف تو گُم شده!
خیلی وقته باهم دیگه حرف نزدیم مگه نه :)؟
خبرِ رفتنت داشت من و به جنون میرسوند ، تا اینکه ناجی شدی و بینِ رفتن و نموندن ، جنگیدن برای بودن و انتخاب کردی
نمیدونم چی داری تو اون چشمای قشنگت که وقتی میخام ازت بنویسم مسخت میشم!
اصلا مگه میشه آدم کسی و ندید ولی این همه دوسش داشت؟
کاش میشد این صفحه‌ی شیشه‌ای لعنتی بینمون حذف میشد تا دیگه حائلی وجود نداشت و من میتونستم راحت وایسم به تماشا!
حرف زدنم نمیاد زیاد
خلاصه اینکه
ما خیلی دلتنگیم آقای نعمتی‌‌^^💔
دوباره خودتو ثابت کن که بیای تو ترکیب و بدرخشی!
به دیدنت احتیاج داریم :)♥️

#سیامکم
#سیامک_نعمتی

بیست و نهم بهمن 1401

پ.ن : راسی گفتم بگم کهه 27 بهمنم تموم شد😂💔...
منظورم اینه که دقیقا یکماه و بیست و هشت روز مونده تا تولد پسر قشنگم!
دیدگاه ها (۲۴)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 11اون زن نباید کمی ب...

کار مارا که سپردند دو دنیا به علی... طفل را غیر پدر دست کسی ...

• Wild rose cabaret •#part125#paniz نیکا: بریم کاباره رضا سر...

داستان چایی خوردنم با یه پیرمردِ هشتاد ساله(1)

7 Part

عشق من بع تو p.6💜✨

(قسمت اول Seven ( part 18

bloody life p⁴

سناریو گوجو و گتو

از زبان شوگاوی در طول کلاس همش به اون پسره زل زده بود به نظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط