{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم

محشاد: مهراب بیا بریم پیش بچه ها
محراب: مگه نمیخوایم شب بریم شمال
محشاد: حالا کو تا شب لطفا بریم
محراب: باش


صدای زنگ
ارسلان: به به محراب و محشاد
متین: چه عجب بالاخره مهراب آقا امد اینجا
نیکا و دیانا: سلام محشاد جون
مهراب: سلام بچه ها


صدای زنگ
ارسلان: ا بچه ها رضا هم امد


صدای زنگ
ارسلان: ا بچه ها پانیذ هم امد
متین: آخه به تو چه کی میاد کی میره همش میگی این امد اون امد
نیکا: با داداش من درس حرف بزن
دیانا: تو هم با داداش من درس حرف بزن
نیکا: باش
دیانا: مرسی




کام یادتون نره
متینیکا 💚💙
اردیا 💜🤍
محراشاد🤍♥
لئو پانیذ
دیدگاه ها (۰)

(دلداده)(فلش به سه روز بعد )ویو جونگکوک الان سه روزه که ا/ت ...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

فرشته مرگ منویو فردا صبح ویو الیناصدای زنگ اومد و از خواب پا...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پارت دویوری: چرا آخه ها چرااااااااا( داد و گریه )شبیوری: جون...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

دید پنهان ,انفجار اشکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط