پارت ۵

پارت ۵

- میشه ضبط رو به گوشیم وصل کنی و سانروف رو باز کنی تا ته
+ باشه ضبط رو روشن میکنم اما سانروف همه می‌دونن ما کی هستیم میوفتن دنبالمون


- مشکلی نیست باز کن

+ خیل خب ضبط هم به موبایلش وصل کردم یه آهنگ که برای بار ها بود گذاشت خیلی خفن بود و صداش رو خیلی زیاد کرد جوری که جلب توجه میکردیم سانروف هم باز کردم تو ماشین فقط می‌رقسید خیلی از کار هاش خوشم آمده بود دیگه مثل صبح سرد نبود و یخش آب شده بود که رسیدیم به یک رستوران همه مون ویسکی سوارش دادیم ولی لیانا ۹۰ درصد سوارش داد گفت میخواد جشن بگیره همه دوستاش باهم مست بودن هرکس هم یک دختر رو برد که منم لیانا رو بردم تو ماشین داشت یه سری چیزا می‌گفت ولی من نفهمیدم که بردمش توی اتاق روی تختش با اینکه کارم اشتباه بود لباس هایش رو کندم و لباس رو حیاطی تنش کردم که یهو یقه مو گرفت و گذاشت سرم رو سینش

- جونکوکا امشب پیش من بخواب

+باش می‌خوابم

-جونکوکا من عاشق شدم عاشق پسری که نمی‌دونم عاشقمه

+ منم از فرصت استفاده کردم و ازش پرسیدم اسمش کیه که خوابش برد منم یکم کنارش خوابیدم و دستم رو کردم توی بلوزش اما بدش بلند شدم لاف رو کشیدم تا روی سینش و رفتم سر جام خوابیدم جیمین اینا هنوز نیومده بودن
دیدگاه ها (۱)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت نهم | امروز تو نیستیلیانا درِ کافه را باز کرد.همان بوی ...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

My professorChapter:2Part:109"ساعت ۸:۴۵"لباسمو انتخاب کردم و...

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

وقتی پریود بودی💙پارت۳(last part)+کوک(بغض)_عه وا چرا بغض کردی...

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

Part ¹²+ساعت نزدیک سه شب شده بود +پاشو بریم خوابم میاد &بریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط