#پارت۱۷

#پارت۱۷


رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥

آمد جلو و بغلم کرد

تهیونگ: ببخشید ا/ت ببخشید اگر ترسیدی دخترم من واقعا معذرت خواهی میکنم ببخشید

با بی حالی حرف زدم

ا/ت: گرسنه هستم
تهیونگ: عام باشه باشه{با عجله و نگرانی}

بندی که باهاش دوروز بسته شده بودم رو باز کرد و. بی حال تو بغلش افتادم چون هم گرسنه بودم هم ترسیده بودم با نگرانی منو از خودش جدا کرد

تهیونگ: هی دخترم حالت خوبه؟

وقتی که دید جوابی ندارم بغلم کرد و برد بیرون دیگه بعدش چیزی متوجه نشدم چشامو که باز کردم دیدم. داخل یه اتاق بزرگ و قشنگ هستم یک نفر درو باز کرد وقتی که دیدمش بهش میخورد که خدمتکار باشه

خدمتکار: سلام خانوم بیدار شدین چیزی نمی‌خواهید ؟
ا/ت: عااا ببخشید من کجام؟
خدمتکار: خونه. رییس هستید خانوم

وقتی این رو گفت کمی شک کردم که نکنه منظورش تهیونگ هست

ا/ت: عاام کدوم رییس
خدمتکار: مگه ما چندتا رییس داریم تهیونگ دیگه
ا/ت: آهان مرسی

این رو که گفت بشدت تو شوک رفتم من چرا آخه باید خونه تهیونگ باشم خدای من همینجور تو فکر بودم که با صدای خدمتکار به خودم آمدم

خدمتکار: خانوم چیزی نمی‌خواهید؟
ا/ت: عاام نه مرسی فقط یه لیوان آب بی‌زحمت برای من میارید؟
خدمتکار: خانوم نیار نیست با من رسمی حرف بزنید با اجازه

وقتی که رفت بیرون بلند شدم خیلی گرسنه بودم تا آمدم درو باز کنم دیدم که خدمتکار درو باز کرد برام غذا آورد ازش تشکر کردم و رفتم بیرون منم پشت سرش رفتم بیرون که یهو دیدم واو من داخل یه قصر بزرگ هستم صدای ‌در آمد که دیدم کسی که زنگ زده بود ....

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

سرنوشت پارت(۱۱)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ💔🔪ــــــــــــوقتی ناخواسته ب...

My Boy❄

عشق خیانت انتقام

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط