± سانتاگ یک عمر دنبال کسی گشت که بتواند با او حرف بزند. چ

± سانتاگ یک عمر دنبال کسی گشت که بتواند با او حرف بزند. چون چنین کسی را پیدا نکرد، تعداد زیادی کتاب و مقالهٔ عالی نوشت. گاهی جای خالیِ یک چیز با چیزی بهتر پُر می‌شود: جهان شلوغ است، جایِ خالی، خالی نمی‌ماند ..!😌😉



#دلنوشته



- شده تاحالا لباسی رو برای یه قرار خاص خریده باشید و هرگز اون قرار پیش نیومده باشه ؟
و مثلا یکی بگه بخاطر من موهاتو بلند کن و وقتی موهاتون بلند شد دیگه اون آدم نباشه یا کادوی تولدشو بگیری و روز تولدش باهات قهر کنه . ‌.
شده تاحالا یه عالمه عشق رو دستتون باد کنه ؟!



#ز_مثل_زخم_عشق
#دلنوشته_های_من



#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

زیبای کوچک فریبکار

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.10 (روایت از زبان ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

Did daddy forget the girls day?

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

اون.... اون مرد بود؟ مردی با موهای سفید و تی‌شرت و شلوار سیا...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPART 5پسری که دنبال او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط