{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش آدم ها مى دانستند که در هر ديدار، يک تکه از يکديگر را

کاش آدم ها مى دانستند که در هر ديدار، يک تکه از يکديگر را با خود مى برند...
عده اى فقط غم هايشان را به ما مى دهند!
و چقدر اندک هستند آدم هاى سخاوتمندى که وقتى به خانه بر مى گردى، مى بينى تکه هاى شادى هايشان را در مشت هاى تو جا گذاشته اند.
هيچوقت نگذاريد کسى از پيش شما برود، مگر آنکه...
اميدوارتر و شادتر از زمانى باشد که پيش شما آمده بود...
دیدگاه ها (۳)

ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺳﻬﺮﺍﺏ ...ﺗﻮ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻲ ...ﮔﻞ ﺷﺒﺪﺭ ﭼﻪ ﻛﻢ ﺍﺯ ﻻﻟﻪ ﻗﺮﻣﺰ ...

سراب رد پاي تو كجاي جاده پيدا شدكجا دستاتو گم كردم كه پايان ...

پنجره ات را باز كن: جيره ى شهريورت دارد به اتمام مى رسَد،...

⚡️مبهوت‌شدن وطن‌فروشان موساد در برابر پاسخ کوبنده تحلیگر ایر...

از ترس تا اعتمادpart: 1 ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت دوم: تلاقیِ نگاه‌های سرنوشت‌...

White Lotus | Part 32یک هفته بعد...تصمیمشان قطعی شد.نه دعوای...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴³یک هفته گذشته بود...همه ...

p : 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط