{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمـدي آرامـش جـانم شدي

آمـدي آرامـش جـانم شدي
قبله گاه عشق و ایمانم شدي

آمـدي تنهــا دلیل شادی و
خنده هاي ریز پنهانم شدي

آمدي وقتي که زخمي بودم و
مـرهم و دارو و درمـانم شدی♥️
دیدگاه ها (۱)

وقتی لب تو خنده زد

افتاده در چشم تو صاف

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 219♡⁠。⁠)⁩اشکم ج...

امروز یه روز عادی نیست.

Anything

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:28خوب که شدی میریم اونجا...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

قسمت اول: روزی که آرامش برای همیشه مُرد!ساعت ۹ صبح بود. با ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط