jinus p24

لباس هاش رو مرتب کرد و به آدرسی که جین واسش فرستاده بود رفت
در رو باز کرد و وارد آسانسور شد ، طبقه ۵ رو فشار داد و لحظاتی بعد در باز شد

سمت اتاق مدیر بود که دختری زیبا همون طور که غرق حرف زدن بود نزدیکش میومد

" آخرین کار هاش رو انجام بدید ، خارج شهری هاش با من عصر هم قرار ملاقاتم رو آماده کنید "

پیراهن سفید ساده با شلوار مشکی و کروات مشکی رنگی بسته بود و موهاش آزاد بود ، چقدر آشنا بود
به خصوص چشماش !

" سلام " jk

برگشت و با دیدن جئون کمی جا خورد ، چهره تعجبیش رو جمع کرد و لبخند پهنی گوشه لبش جا دار شد

"چطور میتونم کمکتون کنم؟" a,t

" با مدیرتون کار داشتم ، قرار داشتم !" jk

"خودم هستم پارک ات ، آقای جئون؟" a,t

آبرویی بالا انداخت ، خندید و در جواب ابروش اشاره ای به کارت شناسایی گردنش انداخت

" خونه ۲۰۰ متری نزدیک ساحل درست میگم؟" a,t

" بله ، گفتید خونه رو بهم نشون میدید و بعد قیمت میدید " jk

" از این ور ، این خونه همون طور که بهتون گفتم ۲۰۰ متر هست و پارکینگ زیر زمینی داره ، ویو عالی و رو به دریاس ، طبقه بالا پنت هوس و رستوران هست و دو خواب داره و یه استخر طبقه دوم ، وضعیت نوساز هست و قیمت پیشنهادی از ۲ میلیارد وون شروع میشه ، سوالی دارید ؟" a,t

نگاهی به صورتش انداخت

" جسارت نباشه،  شما رو جایی ندیدم احیانا؟" jk

لبخند کوتاهی زد و روی پاشنه پاش چرخید

" فکر‌ نمیکنم ، شاید !" a,t

سری تکون داد اما قانع نشد ، مطمئن بود اونو یه جا دیده

" مشکلی با قیمتش ندارم ، کی میتونم خونه رو تحویل بگیرم ؟ با سند هست؟" jk

" بله سند داره البته اگر بخواید دائمی بخرید یک ساله سند انتقال داده نمیشه، فردا نیستم اگر مشکلی ندارید دستیارم قرارداد و بقیه چیزا رو آماده میکنه " a,t

سری تکون داد و کرواتش رو کمی شل کرد
نگاهی به ساعت توی دستش انداخت و دست راستش رو جلو آورد

" از دیدنشون خوشحال شدم آقای جئون ، من باید به جلسه مهمم برسم ؛ وقت بخیر " a,t

دستش رو گرفت که حس عجیبی زیر پوستش پخش شد ، این دختر و می شناخت
موهای قهوه ای ، چشمای خمار و پر از اسرار ، کف دستی که همیشه سرد بود
یعنی ... خودش بود... ؟!!

وارد اتاق شد و در رو بست ، روی صندلی کنار تخت بیمارستان نشست و دست خیس از خونش رو گرفت و بوسید

" الهی بمیرم برات قشنگم چشماتو باز نمیکنی ؟" a,t

پلک هاش آروم باز شد ، لبخند به روی لب هاش برگشت و دستش رو نوازش کرد
دیدگاه ها (۵۳)

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟐ناگهان یکی از انگشتای ات تکو...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 5مینجه کنار رفت و اجازه داد جین و همک...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_39مظلوم سری تکون دادم ..با د...

(:♡رز ابی من part.3/2.اول عکسا .بخش سوم ♡~~قدم های بلندش رو ...

برادر ناتنی

ادامه پارت 194و دو طرف صورتش رو گرفتم و لباش رو بوسیدم. با ل...

پارت ۱۹۵

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 22_مامان هر غلطی بخو...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط