وقتی جفتتون مافیا بودین
پارت دوم
دنبال جونگ وو راه افتادی و بعد از طی کردن همون مسیر همیشگی به دفتر رئیست رسیدی آقای چا مردی مسن که به دلیل اعتماد و فعالیت های مثبتی که برای باند خودت یعنی باند بلک کیلر داشتی تورو جانشین و رئیس بعدی باند انتخاب کرده بود
جونگ وو:میدونم که خود رئیس میخواد اینو بهت بگه ولی...
وسط حرفش وریدی
+پس خفه شو خودم قراره متوجه بشم
باشه هرچی تو بگی خانم عصبانی بفرمایید داخل(لبخند)
نگاهتو از مرد جوون و بی تجربه و رو اعصاب رو به روت گرفتی و در دفتر رو باز کردی و به سمت میز رئیست قدم برداشتی آقای چا هم با لبخندی پر رنگ برگشت و توی چشمات نگاه کرد
(علامت آقای چا«؟»)
؟اوه مأمور مورد علاقه من مأمور چائه وو خوشحالم که میبینم طی یه شب طولانی بلایی
سرت نیومده
+قربان شما هر روز همین جملاتو به من میگین
؟بیخیال میخوام وقتی یکی از ما اتفاق بدی براش افتاد خاطره خوبی تو ذهنش از اون یکی بمونه خب بیخیال بیا بشین میخوام باهات درباره یه چیز خیلی مهم صحبت کنم
بدون هرچی حرفی روی صندلی مقابل رئیست نشستی
؟خیله خب چائه وو مطمعنم باند رد فلگ رو میشناسی درسته؟
+منظورتون هم رتبه باند ماست؟ بله میشناسمش
؟خب میدونی چیه اونا دقیقا دیروز ساعت ۲:۴۵دقیقه بامداد تونستن رتبه اول و به خودشو اختصاص دادن الان اگه به لیست بر ترین و بهترین مافیاهای جهان نگاه کنیم میبینیم ره رتبه اول رو اونا دارن و رتبه دوم رو ما داریم
+بیخیال قربان لطفا فقط بریم سراغ اصل مطلب نقشه چیه؟باید چیکار کنیم؟من فردا صبح به سمت اونجا حرکت میکنم و اونجا و نابود میکنم و فقط به آدرسش لازم دارم
؟اوه چائه وو از همین اخلاقت خوشم میاد این خوبه که برای نابود کردن رقیبات سریع و شیک کارو انجام میدی اما توی این مورد نباید آنقدر عجول باشی اون باند درست مثل باند ماست و فقط یکسری تفاوت داره که اونا رو از ما برتر میکنه
+منظورتون نمیفهمم قربان
ادامش رو بازم میزارم این چند روزه چون تازه کارم رو شروع کردم انتظار زیادی ندارم لطفااااا نظراتتون رو درباره این سناریو بهم بگید خیلی برام ارزشمندی و بهم کمک میکنه درسته که گند زدم ولی خب بازم لایک کردن و کامنت های شما خیلی بهم انرژی میده استی های عزیزم✨✨✨
دنبال جونگ وو راه افتادی و بعد از طی کردن همون مسیر همیشگی به دفتر رئیست رسیدی آقای چا مردی مسن که به دلیل اعتماد و فعالیت های مثبتی که برای باند خودت یعنی باند بلک کیلر داشتی تورو جانشین و رئیس بعدی باند انتخاب کرده بود
جونگ وو:میدونم که خود رئیس میخواد اینو بهت بگه ولی...
وسط حرفش وریدی
+پس خفه شو خودم قراره متوجه بشم
باشه هرچی تو بگی خانم عصبانی بفرمایید داخل(لبخند)
نگاهتو از مرد جوون و بی تجربه و رو اعصاب رو به روت گرفتی و در دفتر رو باز کردی و به سمت میز رئیست قدم برداشتی آقای چا هم با لبخندی پر رنگ برگشت و توی چشمات نگاه کرد
(علامت آقای چا«؟»)
؟اوه مأمور مورد علاقه من مأمور چائه وو خوشحالم که میبینم طی یه شب طولانی بلایی
سرت نیومده
+قربان شما هر روز همین جملاتو به من میگین
؟بیخیال میخوام وقتی یکی از ما اتفاق بدی براش افتاد خاطره خوبی تو ذهنش از اون یکی بمونه خب بیخیال بیا بشین میخوام باهات درباره یه چیز خیلی مهم صحبت کنم
بدون هرچی حرفی روی صندلی مقابل رئیست نشستی
؟خیله خب چائه وو مطمعنم باند رد فلگ رو میشناسی درسته؟
+منظورتون هم رتبه باند ماست؟ بله میشناسمش
؟خب میدونی چیه اونا دقیقا دیروز ساعت ۲:۴۵دقیقه بامداد تونستن رتبه اول و به خودشو اختصاص دادن الان اگه به لیست بر ترین و بهترین مافیاهای جهان نگاه کنیم میبینیم ره رتبه اول رو اونا دارن و رتبه دوم رو ما داریم
+بیخیال قربان لطفا فقط بریم سراغ اصل مطلب نقشه چیه؟باید چیکار کنیم؟من فردا صبح به سمت اونجا حرکت میکنم و اونجا و نابود میکنم و فقط به آدرسش لازم دارم
؟اوه چائه وو از همین اخلاقت خوشم میاد این خوبه که برای نابود کردن رقیبات سریع و شیک کارو انجام میدی اما توی این مورد نباید آنقدر عجول باشی اون باند درست مثل باند ماست و فقط یکسری تفاوت داره که اونا رو از ما برتر میکنه
+منظورتون نمیفهمم قربان
ادامش رو بازم میزارم این چند روزه چون تازه کارم رو شروع کردم انتظار زیادی ندارم لطفااااا نظراتتون رو درباره این سناریو بهم بگید خیلی برام ارزشمندی و بهم کمک میکنه درسته که گند زدم ولی خب بازم لایک کردن و کامنت های شما خیلی بهم انرژی میده استی های عزیزم✨✨✨
- ۲۵.۷k
- ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط