{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یک

پارت یک
و اینو بگم که ات ۲۳ سالشه و جیمین هم ۲۳،
دید ات
امروز بالاخره از امریکا برشگشتم کره خیلی خسته شدم دلم میخواد بخوابم ولی باید بابام رو ببینم اه نمیدونم چرا باید کسی رو ببینم که دوسم نداره و هیچ اهمیتی بهم نمیده حتی نمیخواد ادما بفهمن من دخترشم
فلش بک به ۱۵ سال قبل
وقتی که پدرم فهمید مادرم بهش خیانت کرده خیلی عصبی شد و چون ما داخل جایی زندگی میکردیم که خیلی حرف در میاوردن و پدرم نمیخواست با یه ننگ زندگی کنه همون روز اول که اینو فهمید خودکشی کرد و مادرم هم وقتی اینو فهمید سکته کرد و مرد پدر واقعی من هم وقتی اینو فهمید منو پیش خودش برد ولی گفت که کسی نباید بفهمه من دخترشم باید جوری رفتار کنم انگار کل خانوادم مردن و تنها زندگی میکنم من از ۸ سالگی همیشه روی پایه خودم بودم
دیدگاه ها (۰)

فیک: (زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...)ویو ات:سلام،من ی...

دنیای ما

پارت نهم صبح ویو جونگکوک: اووف چقدر بدنم درد میکنه هنوز خواب...

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

marry without love

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

پارت۷:))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط