ادامه
ادامه
بعد دامیان میره خونه پیش انیا
انیا رو تخت نشسته بود و داشت سوپ می خورد
دامیان در میزنه و میاد تو
انیا:سلا..اچه
دامیان میره پیش انیا میشین
دامیان:انیا پاشو حاضر شو بریم پیش دکتر
انیا:نیازی نیست من حالم خوبه..اچه
دامیان:انیا پاشو دیگه😠
و انیا پا میشه با دامیان میرن دکتر
**
بعد دامیان میره خونه پیش انیا
انیا رو تخت نشسته بود و داشت سوپ می خورد
دامیان در میزنه و میاد تو
انیا:سلا..اچه
دامیان میره پیش انیا میشین
دامیان:انیا پاشو حاضر شو بریم پیش دکتر
انیا:نیازی نیست من حالم خوبه..اچه
دامیان:انیا پاشو دیگه😠
و انیا پا میشه با دامیان میرن دکتر
**
- ۸۴۶
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط