جسم من
جسم من
Part1
داستان بر میگرده به زمانی که مادر پدر یوهی یوهی رو ترک می کنن و یوهی اون موقع فقط ۱۰ سال داشت دختر تا ۱۵ سالگی با هزار بدبختی و زندگی کرد و حالا که ۱۵ سالش شد و کلی بدهی بالا آورد و نزول خورا اذیتش می کردن ب ی تصمیم ناگهانی.......
مینجی دختر کیوتی که در گذشته اتفاقاتی براش افتاد که واقعا درد ناک بود وباعث شد با ماشین تصادف کنه و .......
هردو اتفاق با هم رخ داد و الان روح مینجی در جسم یوهیه با این فرق که خاطرات خودش پاک شده و فقط خاطرات یوهی جاشو گرفته
اوایل ذهنش کاملا خالی بود ب مرور زمان خاطراتش یادش اومد و مادر پدر یوهی سرو کلمون پیدا شد
حالا سوال اینجاست که این دختر بد شانس چرا خانوادش ولش کردن
در واقع مادر پدرش با تمام پولی که داشتن فقط تونستن خودشونو نجات بدن و برن خارج از کشور تا بتونن خدمتکار خانواده کیم بشن ولی نمی تونستن حدس بزنن چ اتفاقی برای دخترشون میوفته فکر می کردن اینکارا به خاطر دخترشونه ولی ب ضرر دخترشون بود اونا کسیو نداشتن که دخترشون رو بسپرن دقیقا دیشب با خانواده کیم برگشتن به سئول و فرداش دختره زیباشون خود کشی کرد و این اتفاق افتاد وضع مالیشون به حالت نرمال رسیده بود با این حال به کارشون ادامه میدادن
مینجی یا یوهی وقتی چشمشو باز کرد خودشو داخل بیمارستان دید خانواده کیم آدمای درست و مهربونی بودن و اون قسمت وی ای پی بیمارستان رو گرفتن البته خانواده یوهی کم لطفی بهشون نکرده بودن
زمان گذشت تا اینکه دختر ۲۵ ساله شد و.......
ی سوال چرا بجای اینکه زیاد شیم کم شدیم؟
Part1
داستان بر میگرده به زمانی که مادر پدر یوهی یوهی رو ترک می کنن و یوهی اون موقع فقط ۱۰ سال داشت دختر تا ۱۵ سالگی با هزار بدبختی و زندگی کرد و حالا که ۱۵ سالش شد و کلی بدهی بالا آورد و نزول خورا اذیتش می کردن ب ی تصمیم ناگهانی.......
مینجی دختر کیوتی که در گذشته اتفاقاتی براش افتاد که واقعا درد ناک بود وباعث شد با ماشین تصادف کنه و .......
هردو اتفاق با هم رخ داد و الان روح مینجی در جسم یوهیه با این فرق که خاطرات خودش پاک شده و فقط خاطرات یوهی جاشو گرفته
اوایل ذهنش کاملا خالی بود ب مرور زمان خاطراتش یادش اومد و مادر پدر یوهی سرو کلمون پیدا شد
حالا سوال اینجاست که این دختر بد شانس چرا خانوادش ولش کردن
در واقع مادر پدرش با تمام پولی که داشتن فقط تونستن خودشونو نجات بدن و برن خارج از کشور تا بتونن خدمتکار خانواده کیم بشن ولی نمی تونستن حدس بزنن چ اتفاقی برای دخترشون میوفته فکر می کردن اینکارا به خاطر دخترشونه ولی ب ضرر دخترشون بود اونا کسیو نداشتن که دخترشون رو بسپرن دقیقا دیشب با خانواده کیم برگشتن به سئول و فرداش دختره زیباشون خود کشی کرد و این اتفاق افتاد وضع مالیشون به حالت نرمال رسیده بود با این حال به کارشون ادامه میدادن
مینجی یا یوهی وقتی چشمشو باز کرد خودشو داخل بیمارستان دید خانواده کیم آدمای درست و مهربونی بودن و اون قسمت وی ای پی بیمارستان رو گرفتن البته خانواده یوهی کم لطفی بهشون نکرده بودن
زمان گذشت تا اینکه دختر ۲۵ ساله شد و.......
ی سوال چرا بجای اینکه زیاد شیم کم شدیم؟
- ۹.۶k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط