بی‌تو دلتنگی به چشمانم سماجت می‌كند

بی‌تو دلتنگی به چشمانم سماجت می‌كند
وای دل چون كودكی بی‌تو لجاجت می‌کند

اشتیاق دیدن تو میل خاموشی نكرد 
هیچ‌وقت عشقت ب‌دل فكر فراموشی نكرد

عشق من با تو به میزان تقدس می‌رسد
بی‌ حضورت دل به سر حد تعرض می‌رسد

دوستت دارم برای من كلام تازه نیست
حد عشقت را برایم هیچ چیز اندازه نیست

در غیاب تو غریبانه فراغت می‌کشم
بر گذشت لحظه‌ها طرحی ز طاقت می‌کشم

چشم‌هایم را نگاه تو ضمانت می‌کند
گرمی دست مرا دستت حمایت می‌کند

با تنفس در هوای تو هنوزم قانعم
ابتلای سینه را اینگونه از غم مانعم

چشمهای مهربان تو فراموشم نشد
هیچ‌کس جز یاد تو بی‌تو هم آغوشم نشد

من تو را با التهاب سینه‌ام فهمیده‌ام 
ساده‌گویم خویش را با بودنت سنجیده‌ام

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

پارت ۴: سایه‌هایِ پنهان؛ وقتی رنگ‌ها می‌لرزنداتفاقی که در سا...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

ادامه ی رمان هفتمین سایه

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می کندوای دل چون کود کی بی تو ل...

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می کندوای دل چون کودکی بی تو لج...

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می کندوای دل چون کودکی بی تو لج...

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می کندوای دل چون کودکی بی تو لج...

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می کند وای دل چون کود کی بی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط