خواستم خودم را سرگرم کنم

خواستم خودم را سرگرم کنم

تا یادش را فراموش کنم

اما یاد "چشم هایش"

امان از "چشم هایش".....

دوباره 'سرم' را گرم کرد.
دیدگاه ها (۱)

چشم آقای دکتر من سعی میکنم وضع زندگی مردم را بعنوان یک مسئو...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

واووو

سلامداداش دارم میرم حمو_چیز مسافرت_مسیر دوره باید گوشیها شار...

من هیچ‌وقت آن‌قدر درگیرِ زندگی نمی‌شوم که دلم، تو را از یاد ...

‏🐺 [۰۳:۱۹ ~ ۰۳:۲۰ به وقت برزیل]فکر کنم زیادی خوشحال شدم.استی...

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_58فصل بیست‌وششم...

راز خون پارت سوم

ماه پنبه ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط