{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

THE DARK SHADOWS

اول اینکه سلام
ببخشید دیر شد
کلی کار داشتم
خب بریم سراغ زوج گرامیمون🌚
PART8
karina:اخیش خوب خوابیدم خب پاشو بریم سره کارامون
چند مین بعد:
اووووووو امروز باید برم کمپانییییی😴🤦🏻‍♀️
اخجوننننن کوک خبر نداره😈
ویو کوک:
jk: اییی پامممم
پی دی نیم دهنتو گایــــ......
tee: کوک شنیدی یکی میخواد بیاد
jk: ارهه
گفتن هم میخواد طراحمون بشه هم کمک دنس
tee: اووووو
دنسو نمیدونستم
jk: تو هیچی نمیدونی😑
tee: میزنمتاااااااا
jk: بیااااااا
نفس کششششششش🔪
tee:(فراررر)
نویسنده: بچه ها این تیکه به بعد خیلی قراره تغییر کنه😈😏
karina: خب من الان باید بهشون بگم یا بعد اینکه دیدمشون
احساس میکنم الان بگم بهتره🤨
خب بریم نامی پیام بدیم😶‍🌫️

نویسنده: خب بچه ها اینم از پارت 8 میدونم الان میخوای بگین کارینا چی میخواد چی بگع به نامی
از پارت 9 قراره پشمی براتون نمونه🤣😎
امیدوارم دوست داشته باشین
شرط: لایک 10.کامنت5.بازنشر3
فعلا خون آشام کوچولوهام🩸🧛🏻‍♀️🍷
دیدگاه ها (۰)

پارت۳

پارت سهویو یوری الان کاملاً آماده شدم یوری: نامی بیا دیگهنام...

شب تولدم فصل 3پارت 7ویو سر میز&،~،#: #: هی تو مشکلت با ات ...

پارت 10دوست دختر کوچولوی من همون لحظه تو خوابگاه گروه مطالعه...

پارت ۸کوک: من عاشقتم بشررررر(چقدر...عیووو😂🤣)و همو بغل کردیم....

وقتی دوست پسرت تولدت فراموش کرد💛پارت ۲شب شد کوکی پیام داد که...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

پارت ۱۹جونگ کوک:پیاده شو یونا:اوفجونگ کوک:اوف نکن داری اعصاب...

دیدار باتو (part 2)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط