{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجنون شدم و باز زمستان نگاهت

مجنون شدم و باز زمستان نگاهت

فرهاد بساخت از من و از روح و روانم


من کوه کنی هستم و از پینه ی دستم

دل سوز بشو، باز بیا سمت خیالم.

@monlightyy
دیدگاه ها (۱)

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

باز کن دررابرایت شعر ناب آورده ام یک غزل شیرین تر از شهد شرا...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

فراتر از خویش

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

پارت ۱۱

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط