Why Did I Fall in Love with You?

Why Did I Fall in Love with You?

P³² | Just Come Home

View: A Few Days Later

همه‌چیز از یه بحث کوچیک شروع شده بود؛ اما جونگکوک اون‌قدر سر دوهی داد زده بود که دوهی تصمیم گرفته بود چند روزی ازش دور بمونه.

چند شب گذشت...

دوهی هر شب با ناراحتی می‌خوابید و جونگکوک هم توی خونه‌ای که بدون اون ساکت شده بود، آرامش نداشت.

شب چهارم...

جونگکوک بالاخره بهش زنگ زد.

_دوهی...

+چیه؟

_اصلاً بیا خونه، سرم داد بزن، باهام دعوا کن، هرچی می‌خوای بگو... فقط برگرد خونه.

+...

_خواهش می‌کنم.

دوهی تماس رو قطع کرد.

چند دقیقه بعد...

جونگکوک خودش رو بهش رسوند و به محض دیدنش محکم بغلش کرد.

_بالاخره اومدی...

بعد از برگشتن به خونه، دوهی روی صندلی نشسته بود و جونگکوک درست مقابلش زانو زده بود.

_نگام کن.

دوهی نگاهش نکرد.

_می‌دونم خیلی ناراحتت کردم. نباید سرت داد می‌زدم. نباید می‌ذاشتم چند شب با ناراحتی بخوابی.

دوهی لبش رو گاز گرفت.

+خیلی بد بودی، جونگکوک...

جونگکوک سرش رو پایین انداخت.

_می‌دونم عزیزم...

ناگهان سرش رو روی پاهای دوهی گذاشت و دست‌هاش رو دور کمرش حلقه کرد.

_ببخشید... دیگه نمی‌خوام حتی یه شب بدون تو بخوابم.

دوهی دستش رو روی موهاش کشید.

+منم دلم برات تنگ شده بود...
دیدگاه ها (۰)

Why Did I Fall in Love with You?P³¹ | My Precious GirlView: ...

Do I love him, or do I hate him?P³³ویو جونگکوکساعت ۱۱ شب بود...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

چند پارتی (درخواستی)

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

عروس فراریp³''پانزده دقیقه بعد''''اتاق نشیمن عمارت''ا.ت روی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

برده عمارت جئون

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت پنجم: راز خانوادگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط