p8

یجی با چشمای گرد شده ترس خواست عقب بکشه اما جونگکوک حتی یک سانتیمتر هم عقب نرفت صورتش رو جلو آورد و قبل از اینکه یجی بتونه کلمه‌ای بگه لب‌🍷هاش رو روی لب‌🍷های لرزونش گذاشت یک بوس🍷ه کوتاه ولی عمیق کرد...

یجی پلک‌هاش رو محکم روی هم فشار داد

جونگکوک بالاخره سرش رو عقب کشید با تک‌خنده‌ای مغرورانه نگاهش کرد و گفت:

☆ دیدی؟ خیلی سخت هم نبود... تازه درمان هم شد

_ تو... تو واقعاً روانی‌ای من دارم از دست تو سکته می‌کنم بعد تو ...استغفرالله (با نفس‌نفس و لب‌های ورم‌کرده، بالشش رو کوبید تو سینهٔ جونگکوک)

☆ پرنسس غرغرو. پاشو... پاشو بریم خونه. دیگه هوا تاریک شده و مریضی جنابعالی هم توی این درمانگاه متروکه به قدر کافی سوژه دست پرستارها داده.

_ پام... پام درد می‌کنه دستم بی‌حسه تو منو فلج کردی ایشششششش

جونگکوک آهی کشید با یک حرکت برا🍷ید استایل بغلش کرد و از تخت پایین آورد

☆ زیاد حرف بزنی توی ماشین همون درمان تکمیلی رو ادامه می‌دم انتخاب با خودته

یجی فوری دست‌هاش رو دور گردن جونگکوک حلقه کرد سرش رو گذاشت روی سین🍷ه‌ش

_ خیلی بدی... خیلی...

توی مسیرِ ماشین سکوت نسبتا سنگینی حاکم بود که البته با نگاه‌های دزدکی و لبخندهای پنهانی جونگکوک هر لحظه ممکن بود بشکنه. بالاخره ماشین توی پارکینگ خلوت خونه متوقف شد.

کوکی با احتیاط پیاده شد و لنگ‌لنگان سمت در ورودی رفت کلید رو توی قفل چرخوند و در رو باز کرد.

☆ هه... دیدی گفتم؟ مامان و بابا نیستن سفر کاریشون تا سه‌روزِ دیگه طول می‌کشه

جونگکوک در رو پشت سرش بست و قفل کرد و با قدم‌های آهسته به سمت یجی برگشت در حالی که لبخند خطرناکی روی لبش نقش بسته بود و نقشه های شیطانی داشت...(یاح یاح یاح)

☆ خونه‌ی خالی...فقط من و تو... فکر می‌کنی شب طولانی‌ای در پیش داریم نه؟

یجی عقب‌ عقب رفت تا خورد به دیوار راهرو دستش رو به نشانه تسلیم بالا آورد

_ اوپا... غلط کردم... من هنوز حالم خوب نشدم هاااا

☆ نگران نباش... تا صبح کلی کار داریم کوچولو





چون طولانی بود اینجا جا نشد بیاید پست بعد..
دیدگاه ها (۱۰)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

**پارت ۲۴**به محض اینکه ماشین توی محوطه‌ی تاریک و سنگیِ عمار...

دختر و پارتی

dark life = 39

Why Did I Fall in Love with You?P³² | Just Come HomeView: A ...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

درخواستی

ادامه تک پارتی تهیونگبارون توی سئول شدت گرفته بود. تهیونگ دس...

THE HIDDEN LOVEفصل اول: «قرار نبود امشب بیای!»سئول، کره جنوب...

the missing link part¹⁹سوهی: تو نارا رو از کجا میشناسیجونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط