وقتی مافیا بود و.......(درخواستی)

P3:


نه روز وقت داشتم پس تمام این نه روز رو صرف یادگیری تکنیک های شطرنج و البته شطرنج سرعتی کردم،بعضی وقتا روزی ده ساعت تموم درحال نوشیدنی خوردن و نگاه کردن به بازی اساتید شطرنج بودم حالا که فکرش رو میکنم حرکت های لینو اونقدرام غیر قابل پیشبینی نبود
خب فردا روز موعوده.


ویو فردا شب


لایه لباس سفید کوتاه و کفش پاشنه بلند مشکی و کمی فرمو کار رو جمع کردم (عکسش رو می‌زارم )وقتی از تاکسی پیاده شدم تنها کلمه ای که به ذهنم می‌رسید غیر قابل تصور بود چطور ممکن بود این عمارت رو قبلا ندیده باشم؟بزرگه،واقعا بزرگه.بعد از سلام کردن به نگهبان ها وارد شدم.دیر سده بود اما دلیل نمیشد تند راه برم و این منظره زیبارو از دست بدم لعنتی،از هم وجبش پول می‌باره پس از عبور از در شیشه ای بین تموم

میزها و آقایون و خانم های که اونجا بودن چشم هام دنبال لینو میگشت دستی رو دیدم که بین جمعیت بلند شد و این منو صدا کرد.فصا کمی ساکت تر شد ،توی هوا براش دست تکون دادم و به سمتش حرکت کردم سه صندلی سمت راست و سه صندلی سمت چپ با یه میز و یه صفحه شطرنج بین هردوتا ردیف صندلی کنار لینو خالی بود.بعد از نشستن نگاهی به زن رو به روم انداختم که به آرومی سیگار می‌کشید و آرنجش رو روی میز تکیه داده بود و تنها با حرکت مچ دستش دم می‌گرفت من توی تیم لینو بودم منو لینو و دوست مونقره ایش در برابر این زن عشوه باز،یه مرد میانسال،و یه پسر عم سن و سال لینو با ساعت به بازوی لینو ضربه میزنم لینو دست از حرف زدن می‌کشه و به من نگاه می‌کنه
لینو:بچه ها این لوییزه،اینها دوستانم خانم یانگ سو ، آقای کیم و پسر عموی نازنینم کانگ چول
لبخند میزنم
لوییز:خوشبختم
برق اشتیاق از چشم های لینو می‌گذره
لینو:شروع کنیم؟


دوستون دارم کیم لارا ✨


#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هبونحبن-#هان-#فیلیکس-#سونگمبن-#جونگبن-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
دیدگاه ها (۰)

آپدیت اینستاگرام @.matinkim_magazineنقاط مشترک بین ماتین کیم...

استی: لینو توی عکس‌های ماتین کیم فوق‌العاده به نظر می‌رسید.....

### پارت هشتم: «بازیِ شطرنجِ سکوت»بعدازظهر همان روز، تینا در...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۰

بچه ها! این ادامه پارت ۱۲ هست اگه ندیدید برین اول اونو بخونی...

شاهکاری به نام دروغ

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

من یه سوال دارمشما یعنی واقعا می خواین اینو با این سرو ریخت ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 30 | پایانشش سال بعد... 🤍لینو توی آ...

Destiny part 13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط